استاد ایلیا را بشناسید پیش از آنکه ناشناخته بمانید
سه شنبه 18 تیر ماه سال 1387
اطلاعیه

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

 

بنابر تصمیم مصوب مرکز حامیم ( مرکز حامیان ایلیا «میم»)  با توجه به شرایط جدید، تا اطلاع ثانوی، کلیه وبلاگها و سایتهایی که به نحوی در حمایت از معلم بزرگ ایلیا «میم»  فعالیت دارند، به روز نخواهند شد مگر در موارد معلوم و هماهنگ.

 

 

۱۳۸۷/۴/۱۳

جمعه 9 فروردین ماه سال 1387
درد بی باوری

بسم الله و به اذن الله

 

دوستم، هموطنم، همزبانم!

 

  استاد ایلیا «میم» از سن شانزده سالگی آموزش‌های خود را در سطح محدودی از شاگردان عملاً آشکار نمود.

این تعالیم عملی و نظری تا سالها بعد در همین سطح محدود جریان داشت تا اینکه در سن 23 سالگی اولین دورۀ عمومی سخنرانی‌های استاد ایلیا «میم» در تهران آغاز شد و با استقبال فوق العاده و گسترده مردم و بویژه جوانان، دانشجویان و اصحاب قلم و فرهنگ و فکر ، مواجه گردید .

 

 استقبال از سخنرانی های استاد به حدی بود که بعد از مدت کوتاهی هیچ یک از سالنهای سخنرانی موجود در تهران گنجایش پذیرش همۀ حاضران را نداشت.

برای من که جلسات و سخنان زیادی از این و از آن شنیده و خوانده بودم، سخنان  زنده و روح بخش او (با آن سن و سال)    عجیب و بعید می‌نمود و هزاران فکر عجیب  و غریب به سراغم می‌آمد که او چیست و کیست و قصدش چیست و برای کیست و چنین و چنان...

 

 

نمی دانم چرا آدمی چنین است؟!  چرا سخنان پاک را می‌شنود، روح و قلبش حقیقت را دریافت می‌کند و ... ولی  اما سخنگو را، جادوگر و جاسوس و کژراهه رو می‌خواند!؟؟ این درد است. بیماری است. درد  بی‌باوری که آدم را از بهشت تا زمین، و فرشته را از عرش تا شیطان، به زیر می کشد.

 

دوستان، می دانید بی باوران با استاد ایلیا چه کردند؟

چهارشنبه 29 اسفند ماه سال 1386
بی پرده بگویم...

دوستم، هموطنم، همزبانم!


بی پرده بگویم. گوش کن. بخوان. نرو. زود نرو.  آرام. اندکی تأمل کن...با هر مرام  و آیینی که هستی!
اگر در جستجوی چیزی ورای روزمرگی ها و خواستن های امروزیانی،
اگر  که زندگی را تنها، کار خوب و خان‍ه خوب و سرمایه خوب نمی‌دانی و در جستجوی معنای آنی،
دغدغه داری و می‌دانی که ورای این‌ها، چیزی است که می‌خواندت یا که می‌خوانیش،
و هزاران اگرها  اگر هستی،
یک بار و فقط یک بار، تجربه کن...
استاد بزرگ زمانت را دریاب،
این نه افسانه یا که سراب است! و نه بزرگنمایی و بت سازی!
که ابراهیم بزرگ نیز، ماه و ستاره و خورشید را تجربه کرد و از تجربه، نهراسید!
استاد ایلیا میم را تجربه کن.
او زنده و حاضر است.   نرو که گر بروی، شاید، هرگز بازنگردی و بازگردانده نشوی،
 بازگرد. او هنوز هست...

www.aale_yasin.persianblog.ir

www.hamiyaneiliamim.blogfa.com